شیوه های ارزش آفرینی شرکت مادر در شرکت های زیر مجموعه(بخش نخست)

شیوه های ارزش آفرینی شرکت مادر در شرکت های زیر مجموعه(بخش نخست)

1. مقدمه
قرار گرفتن زیر چتر سازمان مادر برای شرکت های زیرمجموعه وقتی ارزشمند است که سبب گردد شرکت های زیر مجموعه عملکرد بهتری داشته باشد و شرکت مادر بیش از هزینه هایی که ایجاد می کند برای شرکت های زیر مجموعه ارزش بیافریند . عامل اصلی برای ارزش آفرینی شرکت مادر ایجاد هماهنگی میان نحوه عملکرد و خصوصیات شرکت مادر از یک سو و فرصتهای بهبود موجود در شرکت های زیر مجموعه از سوی دیگر است.
در این مقاله، ابتدا به مرور ادبیات هلدینگ از جنبه های تعاریف و انواع شرکت های مادر، مزیت رقابتی ایجاد شده توسط شرکت مادر و خصوصیات شرکت مادر و شرکت های زیر مجموعه پرداخته و سپس در مورد شیوه های ارزش آفرینی شرکت مادر به بحث می پردازیم .
2.
3. تعاریف
3.1. تعریف گروه شرکت 1
گروهی از شرکت ها که در آنها یک شرکت ، مالکیت و اداره و یا فقط اداره و یا فقط مالکیت کلیه شرکت های دیگر را بر عهده دارد، به عنوان گروه شرکت شناخته می شوند.
3.2. تعریف شرکت مادر2( هلدینگ3)
برای شرکت مادر، تعاریف مختلف ارائه شده است که در زیر چند تعریف شاخص بیان می شود:
الف- شرکت مادر، به بخش هایی از یک کل شرکت اطلاق می شود که در قالب هیچ یک از واحدهای استراتژیک کسب و کار قرار نمی گیرد اما در عین حال جزئی از کل شرکت محسوب می شود.
ب-سازمان مادر (هلدینگ) بخشی از بخشی از کل مجموعه سازمان است که به طور مستقیم در کسب و کار دخالت نداشته و وظیفه مدیریت شرکت های زیر مجموعه را برعهده دارد
ج- سازمان مادر(هلدینگ) یک سازمان (یا شرکت) سرمایه گذاری یا مدیریتی و تخصصی است که بخش زیادی از سهام یا مالکیت شرکت های زیر مجموعه خود را در اختیار دارد و از این طریق می تواند برآنها اعمال مدیریت کند.
د- شرکت سهامی که نقش اصلی آن مالکیت بر بخشی از سهام دیگر شرکت ها باشد. شرکت های مادر حتی با خرید درصد کوچکی از سهام یک شرکت دیگر می توانند کنترل واقعی شرکت مزبور را به دست آورند، به ویژه اگر سهام این شرکت در دست افراد مختلف پراکنده باشد. شرکت مادر در حقیقت بنگاهی اقتصادی به شمار می رود که منافع آن از طریق تسلط و کنترل بر شرکت های دیگر تامین می شودو در عین حال امکانات جدیدی هم برای این شرکت ها فراهم می آورد.
به طور کلی فلسفه وجودی هلدینگ در کنترل و حمایت از شرکت های زیرمجموعه است و بدین طریق منافع ذینفعان هلدینگ تامین می شود.
3.3. انواع شرکت های زیر مجموعه 4
شرکت های زیر مجموعه به دوسته زیر تقسیم می شوند:
شرکت های تابعه : شرکت هایی هستند که هلدینگ مالکیت بالای 50% سهام آنها و یا سهام مدیریتی آنها را در اختیار دارد.
شرکت های تحت پوشش : شرکت هایی هستند که هلدینگ مالکیت زیر 50 سهام آنها و یا سهام غیر مدیریتی آنها را در اختیار دارد.
3.4. دسته بندی کلی هلدینگ ها
• شرکت های سرمایه گذاری یا مالی : که صرفا سهام شرکت های دیگر را با انگیزه سود آوری داد و ستد می کنند.
• شرکت های مدیریتی: که اساسا مالکیت و مدیریت شرکت های زیر مجموعه را تعقیب می کنند.
• البته گاهی نیز امکان دارد شرکت ها در 3 دسته بندی زیر قرار گیرند:
• شرکت های هلدینگ خاص5: شرکت هایی که تنها از محل سود دریافتی از سهام شرکت های زیر مجموعه و یا هرگونه درآمد دیگر ناشی از سرمایه گذاری در سهام و واوراق قرضه درآمد کسب می کنند.
• شرکت های هلدینگ عمومی6 : شرکت هایی که علاوه بر دریافت سود سهام از محل فروش محصولات و یا ارائه خدمات نیز درآمد کسب می کنند.
شرکت های هلدینگ هرمی7 : شرکت هایی که مالک تنها بخشی از سهام شرکت های زیر مجموعه هستند اما با این وجود همچنان مالکیت سهام کافی جهت اعمال نفوذ بر شرکت های زیر
مجموعه را دارا هستند. این شرکت ها به نسبت انواع دیگر شرکت های هلدینگ مبالغ کمتری را در شرکت های زیر مجموعه می کنند.
4. مزیت های رقابتی ایجاد شده توسط شرکت مادر8
کارکنان و مدیران شرکت مادر می توانند به طرق مختلف بر شرکت های زیر مجموعه اعمال نفوذ کرده و به میزان چشمگیری برای کل شرکت ارزش بیافریند. اما از سوی دیگر چناچه شرکت مادر عملکرد صحیحی در قبال شرکت های زیر مجموعه خود نداشته باشد نه تنها هزینه های سربار ناشی از آن پوشش داده نمی شود بلکه بخشی از ارزش خلق شده توسط شرکت های زیر مجموعه نیز تخریب خواهد شد.
پرسشی که بسیاری از شرکت ها با آن مواجه هستند این است که: چه دلایل و توجیهاتی برای ایجاد ساختاری با عنوان شرکت مادر دارد؟ پاسخ این پرسش این است که شرکت ها تحت مالکیت شرکت مادر و به صورت یکپارچه در مقایسه با زمانی که به صورت مستقل فعالیت می کنند عملکرد بهتری داشته و شرکت مادر بیش از هزینه هایی که ایجاد می کند برای شرکت زیر مجموعه اش ارزش می آفریند.
شرکت مادر علاوه بر خلق ارزش باید تلاش کند تا برای کل شرکت، مزیتی با عنوان مزیت رقابتی ایجاد شده توسط شرکت مادر ایجاد کند. ارتباط میان مزیت رقابتی ایجاد شده توسط شرکت مادر و استراتژی کل شرکت بسیار مشابه ارتباط میان مزیت رقابتی 9 و استراتژی کسب و کار است.
واحد های استراتژیک کسب و کار، از طریق ایجاد ارزش برای مشتری در قالب محصول یا خدمت و رقابت در بازار ایجاد ارزش می کنند. ارزش در شرکت های زیر مجموعه با هدف ایجاد مزیت رقابتی به وجود می آید و موجب می شود مشتریان محصولات و یا خدمات آن را به محصولات و خدمات رقبا ترجیح دهند.

5. ارزش آفرینی شرکت مادر
شرکت های مادر از شناسایی فرصت های بهبود عملکرد در شرکت های زیر مجموعه، برای کل شرکت ارزش می آفرینند. اما ماهیت این فرصت ها در شرکت های مختلف، متفاوت است: ممکن است در شرکتی بهبود عملکرد از طریق اعمال کنترل های بیشتر حاصل شود، در حالیکه در شرکت دیگری ارزش آفرینی از طریق ایجاد زمینه مناسب جهت به اشتراک گذاشتن دانش فنی میان شرکت های زیر مجموعه صورت گیرد. عامل اصلی در موفقیت، ایجاد هماهنگی میان نحوه عملکرد و خصوصیات شرکت مادر از یک سو و فرصتهای بهبود موجود در شرکت های زیر مجموعه از سوی دیگر است.

علاوه بر این شرکت مادر باید تلاش کند تا به بیشترین میزان انطباق، در مقایسه با رقبای خود دست یابد. از این روی لازم است تا شرکت مادر رقبای خود را نیز مورد توجه قرار دهد.
از سوی دیگر وجود انطباق میان ویژگیهای شرکت مادر و شرکت های زیر مجموعه در زمان حاضر، موفقیت شرکت مادر در آینده را تضمین نمی کند. از این روی لازم است شرکت مادر تغییرات و روندهای را نیز مورد بررسی و نظارت دائم قرار دهد.

خصوصیات شرکت مادر، بر اساس مدل زیر و در قالب 5 گروه مورد مطالعه قرار می گیرد.

ادامه دارد …..
به کوشش:سعیده خرازی
واحد توسعه کسب و کار
(منابع در مقاله ی پایانی ارائه خواهد شد )

نظرات کاربران
فروشگاه آنلاین Shop.torfehnegar.ir
مشاوره فروش 021 22221142
پشتیبانی تلفنی 021 23067
درخواست پشتیبانی